Wednesday, June 21, 2006

خدا کنه این لذت نصیبم بشه

از یه حالت ِ بازیکنهای فوتبال خوشم میاد. اینکه وقتی ِ خیس ِ عرقن میان کنار و آب می خوردن و آب می ریزن روی سرشون. لذت ِ زیادی داره. خدا کنه این لذت نصیبم بشه. مثلا اونقدر بسکتبال بازی کنم یا بدوم که خیس ِ عرق بشم و بعد !! جانمی جان!





Saturday, June 17, 2006

انگار

جوری دعا کن که انگار همه چیز وابسته به خداست، و جوری کار کن که انگار انگار همه چی وابسته به تو است




Friday, June 09, 2006

برنده و بازنده بودن

بر اساس ِ یک قراردادی که من می گذارم و یا دیگری برای من می گذارد برنده و بازنده بودن معنا میگیرند و با هم متفاوت می شوند. قضیه جدی است اما نه تا حد افسرده شدن!





Friday, June 02, 2006

جای من

”من در دلهاي شكسته منزل دارم“




Tuesday, May 23, 2006

ما نمی توانیم بمیریم.

بچه سنجاب خوشگلی که ماشین بهش زده بود می گفت: عمر بدنم بسر آمد اما در حال مردن به معنای نیست شدن نیستم.





Saturday, April 29, 2006

مردن از گفتنش آسانتر است

صدای بال زنبورها
به من جادوگری می آموزد

اگر بپرسی چرا
مردن از گفتنش آسانتر است

سرخی بلندای تپه ها
مرا بی خود و بی اختیار می کند

اگر زبان به طعنه گشایی
بر حذر باش
که خدا اینجاست

طلوع صبح
بر قدر و منزلت من می افزاید

اگر گویی چگونه

آن نقاش که مرا چنین کرده است
به تو پاسخ خواهد داد

(امیلی دیکنسن)





Friday, April 14, 2006

با بكار بردن ِ نظم، كارها از ابهت مي افتند

نظم معمولا حجمهاي زياد را كم مي كند. بنابراين با بكار بردن ِ نظم، كارها از ابهت مي افتند و انجام شدني و راحت تر مي شوند.

پس نظم از جنس ِ راستگوييست چون راستگویی هم به ذهن آرامش میدهد. در حاليكه بي نظمي هميشه مي خواهد ابعاد را بيش از حدي كه هست بما نشان دهد، براي اينكه انسان ترس توليد كند.

ذهن ِ انسان به نظم جواب مثبت ميدهد و بي نظمي او را كلافه مي كند. دفتري داشته باشيد كه در آن تمام كارهايتان را بنويسيد و حتي المقدور درجه اي از نظم را هميشه رعايت كنيد.




Sunday, April 02, 2006

بهتر از خاموشی

یا خاموش باش یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر است.

فیثاغورث





Saturday, March 18, 2006

زمین گونه شاد باشیم

در عید نوروز زمین گونه شاد باشیم.





Monday, February 20, 2006

توی صحراهای آفریقا

فردا صبح, توی صحراهای آفریقا حیوانها از خواب بلند میشن. شیر خمیازه می کشه و یواش یواش می دوه. گنجشک یه صدای خوشگل از توی حلق در میاره. نه برای حرف زدن. خودش هم نمی دونه واسه ی چی این صدا رو در میاره. اما نمی تونه ساکت باشه.